|
|
|
|
|
دلتنگتم...
یاد یه چیزی افتادم .... دلم هواتو کرد... هوای تو رو هم نه... هوای هواتو... هوای یادتو.. هوای دلتنگیتو... باز فرستادیم پیش سهراب... باز حوالم دادی به حافظ و آناتما... دلم هوای نفس کشیدن کرده... کاش... کاش.... نمیدونم.... انگار همین جوری بهتره... "کاش"ی وجود نداره... بهتر از این و نمیتونم متصور شم گاهی.... دیگه از این بهتر؟؟؟؟ شاید برای آخرین بار مث قبل شو.... شاید... یک بار.. همین یکبار... چیزی به زایمان نمانده... شاید کودکم در بدو تولد جز من خوراکی بهتری پیدا نکند!!! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 23:33 توسط کالیوپ
|
|
||